X
تبلیغات
رایتل

عموسیبیلوو

سلام

خیلی وقته می خوام اینجا چیزهایی بنویسم . اما حیف که اینجا رو خیلی ها می خونن . ایکاش هیچ کدومشون اینجا رو نمی خوندن و من می تونستم تمام اونچه رو می خام اینجا راحت بنویسم . از دیدن نوشته های اولم لذت می برم . به دار و دنیا میشد بد و بیراه گفت و کسی نبود بگه خرت به چند . این بدو بیراه که حتما نباید فحش باشه . میشه خیلی از چیزها روگفت . خیلی چیزها رو که اگه الان بخوام بگمشون هزار و یه نفر پیدا میشه که آقا شما دیگه چرا ؟ خیلی جالبه چند وقت پیش یکی اومده بود و گفته بود که دلم سوخت که کسی برات نظر نگذاشته ولی اون اول که اومدم و نوشته " سیبیلوو های عزیز " رو اون بالا دیدم به خودم گفتم که اشتباه اومدم . میدونید هیچ کدوم از این چیزها برام مهم نیست . چه در روز 200 نفر بازدید کننده داشته باشم چه کسی نیاد . چه کسی نظر بده چه کسی نظر نده . ( هر کس از ذن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من .... سرمن از ناله من دور نیست ... لیک کس را فهم جان دستور نیست . ) من از شما نمی خوام که ببینید کی چی میگه ببینید که چی میگه . شاید بتونید توی زندگیتون اونو استفاده کنید . اینکه اسم اون فردی که اومده و اون حرف رو زده رو میارم برای اینکه چیز فهم بشن بعضی ها که براشون مهمه که چه کسی اون حرف رو زده . لینجا نوشتم سیبیلوو های عزیز ( راستش خیلی از خانومها رو میشناسم که از خیلی از مردها مردترن و خیلی از مردها رو میشناسم که اسم عوضی رو هم نمیشه روشون گذاشت . آخ که چقدر دلم می خواست اسم چند تاشون رو اینجا ببرم و داستانشون و تعریف کنم . آخ که نمی دونید که این چه آرزوی بزرگی شده برام که آبرو و حیثیتشون رو بریزم . آخ اگه این قدرت قلمی رو پیدا می کردم که اونچه رو می دونم بگم چی میشد . آدم کثیف و آشغال همه جا زیاد می بینیم . شاید هم خودمون هم یه جورایی همین جور باشیم از دید دیگران . چه فرقی میکنه که دیگران چی بلغور کنن . مهم منم . مهم خودمونیم که برای خودمون تصمیم می گیریم . دلم برای داستانهایی که آب دوغ خیاری بود که می نوشتم تنگ شده . شخصیت همه واقعی بود . ولی حیف که خیلی وقته ننوشتم . باور کنید که خیلی دلم می خواد بنویسم . خیلی چیزها رو بنویسم . نمی دونم چرا همه وقتی اینجا میان یه تصور دیگه ای از عمو سیبیلوو دارن . خیال می کنید عمو سیبیلوو چه جور آدمیه . ممکنه یکی از همین افرادی باشه که هر روز می بینید و از کنارش خیلی آروم رد میشید . یا اون کسی که توی چهار راه ها میاد و به شما گل میفروشه یا ممکنه کفشتون رو واکس بزنه . چه می دونم . هر کدوم می تونن یه آدم باشن برای خودشون . توی این خراب آباد دلی که ما درس می خونیم چند تا کارگر اونور توی این هوای سرد زمستونی جایی که چشم شما به سختی اونها رو میبینه دارن کار میکنن . عمو سیبیلوو می تونه هر کدوم از اونها باشن . اونهایی که توی این سرما دارن مثل سگ زندگی می کنن و اون وقت من اینجا نشستم و توی اتاق گرم خودم دارم براتون چرت و پرت مینویسم . تازه به هرکی میگی میگه ، ای بابا اونها عادت کردن . آخه مرتیکه قرمساق ( آخیش راحت شدم داشتم می ترکیدم ) تو خودت میتونی 10 دقیقه این سرمایی رو که تا مغز استخون آدم نفوذ میکنه رو تحمل کنی که میگی اونها عادت کردن . آخه بیشرف چطور میشه به بدبختی عادت کرد . اونها مجبورن ( وقتی توی زندگیتون فقط یه راه برای انتخاب دارید دیگه صحبت از هیچ چیز نکنید . چون مجبورید . چون اون وقت دیگه بایده . دیگه می خوام نیست . باید این ابیلیتی لعنتی . ) خونواده ای رو میشناسم که پدره چند سر عائله داره همه بزرگ شدن اون هم پیر حالا یه پسرش داره کارگری میکنه تا ماهی چند غاز در بیاره که به قول معروف منت باباهه رو نکشه . چشماش اونقدر ضعیفه که اگه عینک بزنه عینکش ته استکانیه . اون وقت به خاطر اینکه مسخرش نکنن عینک نمی زنه . بابام همیشه میگه ( این بنده خدا وقتی پول اون جایی رو که کار میکنه رو میبره بانکه ،... ، معلوم نیست که پولش رو بزنن و اون هم که نمی تونه درست ببینه .  .... ببینم فکر می کنید هر کس پول نداره حتما دل هم نداره ... یا بهترش هر کس که پول نداره نباید دل داشته باشه .... ) کی رو می خواد بگیره ، می بینید مردم به خاطر چندر غاز همدیگه رو تیکه پاره میکنن و اون وقت من نشستم و اینجا حرفهای قشنگ تحویلتون میدم . هیچ کس پیدا نشد توی این چندین ماه بگه داداش شیکمت سیره که هی کتاب می خونی . تو که حتی نمی تونی یه پیچ آب رو درست و حسابی سفت کنی . تو اصلا به چه دردی می خوری . این همه نوشتی یکی پیدا نشد بگه آخه مرتیکه اینا چیه می نویسی . مردم گشنن . مردم گشنن . مردم گشنن . فرهنگ رو میخوان چی کار . اصول معماری رو می خوان چی کار . از یکی پرسیدم . فقر یعنی چی ؟ گفت یعنی بدبختی . ( بابام همیشه میگه آدم بدبخت همیشه بدبخته ) . همون آقاهه رو که گفتم دخترش دانشگاه آزاد پزشکی قبول شد . آیا با روزی 4 هزار تومن که در ماه با کسر روزهای جمعه میشه 104000 تومن و شش تا زنگوله پای تابوت میشه یکی رو فرستاد پزشکی دانشگاه آزاد بخونه . آینده اون دختر چی میشه ، معلومه همیشه بدبخت . آینده بقیه بچه ها چی میشه . معلومه همیشه بدبخت . حالا تو اینجا بشین و هی چرت و پرت بنویس که فلانی اینجور گفته و بساری اینجوری گفته . راستی عمو سیبیلوو = رضانائینی تو بدرد چی می خوری . ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


مگه این خدا خدای همه نیست  مگه نیست.....
 مگه خوب و بد برای همه نیست مگه نیست
گوش کن و ای خدا دهنم بسته چرا ....
 یا فغانم بشنو یا زبانم بگشا
دیگه از طعنه مردم شدم خسته خدایا ....
 تو دلم دنیای حرفه زبونم بسته خدایا
گرچه بی پروا و مستم کافری یکتا پرستم ....
 هرچه هستم هرچه هستم این سکوتم را شکستم

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام ... درکت میکنم و مصلما فقط با حرف و با هر عملی نمیشود این دنیا را تغییر داد ... بازهم حرف زدن بهتر از سکوت هست که بدانند خواست ما چیست!!!
سه‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 09:25 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام و از لطفت خیلی ممنون
چهارشنبه 25 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 06:19 ب.ظ
امتیاز: 0 0