<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
شنبه 12 دی‌ماه سال 1383

سلام

مفهوم زمان در هنر و معماری


اینک با نگاهی که به روند پیدایش کو بیسم و چگونگی تبلور زمان در آثار نقاشی داشته ایم ، راحتر می توانیم به کنکاش در مفهوم زمان در معماری می پر دازیم :

ما مجسمه ای را بین دستهایمان می چر خانیم تا آن را از تمامی جهات ببینیم یا در اطراف مجموعه ای از مجسمه ها می چرخیم تا آنها را از جهات مختلف ، از هر سمت و از فوا صل گونا گون بر سی کنیم . برسی معماری به ترتیب فوق الذکر ، بیانگر همان عامل زمان است . در واقع در معماری و ساختمان برای درک و تجربه زیست در فضا ، وجود این عامل اجتناب ناپذیر است . اما باید توجه داشته باشیم که این عاما جدید یعنی زمان ،در معماری و در نقاشی دو معنای متفاوت دارد . در نقاشی چهارمین بعد کیفیتی است برای معرفی و اریه اجسام یا در واقع عنصری است که نقاش آن را از حقیقت جسم به منظور تصویر کردن آن بر روی صفحه انتخاب می کند و نیازی به حضور خود شخص نظاره گر نیست . اما معماری پدیده ای است کاملآ متفاوت . در اینجا انسان است که با حر کت خود در داخل بنا به مطالعه می پر دازد و به اصطلاح چهارمین بعد را بوجود می آورد و در حقیقت تمام و کمال آن را به فضامی بخشد .

بدین ترتیب علاوه بر ابعاد سه گانه معماری یعنی درازا ، پهنا و ارتفاع ، بعد چهارم یعنی زمانهم به عنوان یک عامل تآ ثیر گذار در معماری محسوب می شود سؤالی که در اینجا مطرح می شود ، این است که عنصر زمان چگونه می تواند با محور های مختصات سه بعدی ترکیب شود ، در صورتی که این دو از دو جنس متفاوت هستند . برای پاسخ به این پرسش بایستی به نحو ادراک فضای معماری

توسط انسان توجه نمود .

یک موجودیت معماری به تدریج می تواند فهم شود و این فهم تدریجی یعنی هزینه کردن زمان برای رسیدن به شناخت پدیده . بدین ترتیب به عنوان یک پدیده در طول زمان درک می شود . زمان می تواند به فضای ادراکی آدمی راه یابد و انسان فضا را در گذر زمان درک کند . تنها در گذر زمان است که می توان به واقعیت معماری نزدیک شد .

درک حقیقت معماری در طول زمان به تجربه های ذهنی و شخصی فرد نیز بستگی دارد و همچنین تابع تصورات اوست. مخاطب فضای معماری بر اساس تجارب خود در گذر زمان برداشتهای متفاوتی را از یک معماری بدست می آورد که این برداشتها متفاوت از گذشته است . بطور مثال در مسیر مدرسه تا خانه فضایی در طی زمان کشف می شود که ذهنیات متعدد درز طول این فضا همواره بر نحوه ادراک آن تآ ثیر می گذارند ، مثلآ جلوه گلها در مسیر راه یا هم صحبت بودن با دوستان و ... تمامآ فضاهای متعددی را برای فرد تعریف می کند . با توجه به آنچه گفته شد زمان مفهومی است که با گذر از آن می توان به عمق معماری پی برد . اگر عامل زمان را در معماری نادیده بگیریم ، هیچ عنصری برای کشف در فضای معماری نخواهیم داشت .

فضا وزمان

در نگاه اول فضا نه با حرکت ارتباطی دارد و نه با زمان . اما در زبان انگلیسی ، طبق فرهنگ آکسفورد ، واژه فضا دست کم از سال 1300 میلادی به این طرف ،هر دو معنی زمانی و مکانی را باهم داشته است . تا پیش از آغاز این قرن ، فضا و زمان همواره دو مفهوم مجزا به شمار می آمدند . اما از زمان شکل گیری نظریه های نسبیت خاص و عام ، و مفاهیم مجزای فضا و زمان روز به روز به مفهوم ترکیبی فضا _ زمان نزدیک تر شده اند . به گفته هرمان مینکو سکی که در سال 1908 این مفهوم را مطرح کرد ، فضا _ زمان یک پیوستگی چهار بعدی است که سه بعد فضا را با بعد زمان ترکیب می کند بنابر این هر شیء نه تنها باید طول ، عرض و ارتفاء داشته باشد که باید تداوم زمانی نیز داشته باشد .

مفهوم فضا _ زمان که تداوم در زمان در آن مستتر است ، در هنر و معماری با حرکت در درون فضا مصداق پیدا می کند . معماری به معنای مکانی که موجودیت جسمی یافته است می تواند زندگی شود و پیموده شود یا می تواند اندازه گیری مکانی و اندازه گیری زمانی شود بدین معنا که بیننده برای درک کامل فضای معماری و یک ترکیب فضایی بایستی در آن حرکت کند تا بتواند آن را از جهات مختلف ببیند و حرکت احتیاج به رمان دارد . به این ترتیب زمان اصطلاحآ تبدیل به بعد چهارم در ادراک فضا می شود . به عبارتی بعد چهارم یعنی زمان ، به فضا تحرک می بخشد . روشی که می توانیم بعد چهارم ( زمان )را به شکلی معنا دار به فضا وارد کنیم ، این است که توجه خود را به فرایند تکامل و تحول فضا معطوف کنیم . دنبال کردن خط سیر ساخته شدن و دگر گون شدن فضا به ما اجازه می دهد که چهارمین بعد را به درک فضایی خود بیفزاییم از یک سو باید فضا را در متن روند سیاسی و اقتصادی تولید کننده آن برسی کنیم . از سوی دیگر با دیدن فضا به مثابه محصولی اجتماعی ، می توانیم بعد چهارم را در درک فضایی خود جای دهیم . چرا که تحرکی در روابط اجتماعی است که تنها به کار گیری مفهوم فضا _ زمان این مکان را بوجود می آورد چنین تحرکی به روابط اجتماعی _ فضا ساختی وارد شود . تجربه زیست در فضا ، از موادی است که زمان در آن نهفته است .

از لحاظ دخالت پارامتر زمان در تدوین فضای معماری دو گونه فضا یا معماری قابل تفکیک است: _ برخیاز بنا ها می تواند به سادگی پیموده شوند و موجودیت مکانی شان برای بیننده آشکار و شناخته شود ، یعنی اینکه به ترتیبی باشند که بیننده بتواند به یکباره بر آن چیره شود . در این بناها اندازه گذاری بر زمان و بر مکان در حیطه توانایی های تجربه شده انسان در ادراک فضای ساخته شده در انطباق با یکدیگر صورت می گیرد و این دو موجودیت هم زمان وبه موازات یکدیگر طرح ریزی می شوند . در این حالت ، فضای معماری دارای ویژگی سکون است و تصویری را ارایه می دهد که در آن کلیات شکلی مکان از هر نقطه یکسان می نماید و شخص را نیاز بر آن نیست که به قصد شناخت مکان های ترکیب کننده یا تشکیل دهنده بنا به باز پیمودن راهی که پیموده بپردازد . _ در بنا هایی دیگر ، دیدار و گذر در طول و عرض بنا متصمن شناخت موجودیت مکانی آنها نیست و بیننده نمی تواند یکباره بر آن مستو لی شود . در این بنا ها شناخت فضای مکانی تنها هنگامی میسور است بیننده نتواند به چگونگی های پیوند و ترکیب یا آمیزش و مرتبط یافتن پاره های مکانی دست یابد ، مگر آنکه دو نوبت یا به نوبت هایی بیش ، از طول و عرض بنا گذر کند . وروشن است که منظور نه گذر کردن مجدد به معنای عینی یا قراردادی اش ، بلکه باز خوانی ویژگی های شکلی بنا از دید گاهایی متفاوت و در اوقات مختلف است .

سیر تحول تاریخی مفهوم فضا

1800 سال بعد از ارسطو ، کانت فضا را به عنوان جنبه ای از درک انسانی و متمایز و مستقل از ماده ، مورد توجه قرار داد . او جنبه های مطلق فضا و زمان در نظریی تیوتن را از مرحله دنیای خارجی تا ذهن انسانگسترش داد و نظریات فلسفی خود را بر اساس انها پایه گذاری کرد . به عقیده کانت ، فضا و زمان مسایل مفهومی و شهودی هستند که دقیقاّ در ذهن انسان و در ساختار فکری او جای دارند و از ارگان های ادراک محجسوب می شود و نمی توانند قایم به ذات باشند . فضا مفهومی تجربی و حاصل تجارب به دست آمده در دنیای بیرونی نیست . می توانیم
صرفآ فضا را از دیدگاه انسان تعریف کنیم . فرای وضعیت ذهنی ما ، باز نمود های فضا به هر شکلی که باشد ، معنایی ندارد ، چون که نه نشانگر هیچ یک از ویژگی ها و مقادیر فضاست و نه نشانی از آنها در رابطه شان با یکدیگر . بدین تر تیب وبا این دید گاه آنچه ما اشیای خارجی می نامیم ، هیچ چیز دیگری جز نمود های صرف احساساس های ما نیستند که شکل شان فضاست .                            هگل به حقیقت فضا و زمان معتقد نبود در نظر او زمان صرفاْ تو همی است که ناشی از عدم توانایی ما در دیدن کل است . در فلسفه بر گسون نیز فضا به عنوان مشخصه ماده از قطع جریانی بر می خیزد که حقیقت است . بر عکس زمان خصوصیت اساسی زندگی یا ذهن است . به عقیده او زمان ،زمان ریاضی نیست ،بلکه تجمع همگن لحظات است و زمان ریاضی در واقع شکلی از فضاست .        هاید گر یکی دیگراز فیلسوفان معاصر در تبیین واژه فضا (  raum/rwm ( بر این عقیده است که فضا به معنی جایی است که برای  جای گیری آماده باشد . فضا به چیزی که یک محدوده و افق رهاست ، جامی دهد . این تعریف از فضا ، می تواند تا حدودی با مفهوم مادی فضا ، فضایی و جایی که هنوز توسط اشیاء فضایی و مکانی صورت تحقق نیافته است ، منطبق باشد . با این حال هاید گر اینجا بین بعد مادی فضا و بعد صوری فضا تمییز خلط می کند . او می گوید که فضا در ذات خود همان است که جا از برای آن ( for wh idh  (   ساخته شده است . این تعریف از فضا مستلزم تصوری از فضا است که صورت فضا پیش از اینکه تحقق یابد ، وجود داشته است که برای آن جا ساخته شود.این تصویر از فضا صرفآ آن را انتزاعی می سازد . زیرا برای آنکه برای فضا پیش از تحقق صوری آنجا بوجود آید ، باید آن را صرفآ در ذهن انتزاع کرد.

فضا :عنصر اصلی معماری                                                       

معماری در همه اعصار با روشنایی فضا ، چند زمانی فضا ، خلوص فضا ، سبکی و سنگینی فضا ، تنوع فضا ، چند ارزشی  بودن فضا ، غنای فضا واین قبیل مفاهیم در گیر بوده است و برای تحقق این مفاهیم هیچگونه سختگیری در کاربرد روش ها و مصالح اعمال نمی کند . از این رو هر جا اسمی از معماری به میان می آید و بحثی در این زمینه مطرح می گردد ، مقوله فضا نیز به نوعی در کنار معماری قرار می گیرد . خصو صآ در سال های اخیر مسآله فضا در معماری مورد توجه ویژه قرار گرفته و مباحث فضا و سازماندهی فضایی ، محور بخش عمدهای از مطالعات معاصر معماری را تشکیل داده است .                                   علاوه بر فضا ، مسیل مختلف اجتماعی ، عملکردی، ساختمانی و تزیینی نیز از مؤلفه های لازم در شکل گیری معماری هستند،اما برای تشخیص ارزش های معماری کافی نیست ، زیرا مایه و جواهر معماری فضاست . چهار نمای خانه ،کلیسا و یا ساختمانی عظیم هر چقدر هم زیبا باشد ، فقط جعبه ای است که در داخل خود گوهر گرانبهای معماری یعنی فضا را محصور کرده است . ممکن است که روی این جعبه با ظرافت کار شده باشد ، با مهارت کنده کاری شده و یا با  سلیقه ای خاص تزیین شده باشد ، اما به هر حال جعبه است. هر بنایی شامل یک جعبه ساخته شده است که مظروف یا محتوای ان فضای داخل بناست .                 با توجه به آنچه گفته شد ، فضا عنصر اساسی معماری است و توانایی ادراک بنا و یافتن کلید فهم آن وابسته به شناخت فضاست . تا زمانی که قادر نباشم جایگاه نظری فضا را در معماری بفهمیم و آن را به مثابه عنصری اساسی در نقد معماری بکار ببریم ، با همان زبان نقد نقاشی و مجسمه سازی بنا ها را مورد نقد قرار خواهیم داد وبه ستایش و تمجید از بناها یی  خواهیم پرداخت که به طور انتزاعیتصور گشته اند ، نه آن بناها یی که بطور ملموس طراحی و ساخته شدهاند . بی تو جهی به مسآله فضا باعث گردیده است که در موارد بسیاری به بنای ساخته شده بیشتر از طریق دیوار ها و سطوح محصور کننده توجه شود تا از طریق فضای معماری آن . بخش وسیعی از تاریخ معماری نیز به تاریخ اجتماعی و فرهنگی اختصاص یافته و در مورد معماری و جوهره فضایی آنچنین کاری صورت نگرفته است . از این رو جا دارد که در تیوری و طراحی  معماری         مسآله مهم و تآثیر گذار فضا بیش ازپیش مورد توجه قرار گیرد تا از این طریق بتوان معماری را از یک حجم گرافیکی صلب به فضای مطلوب و دلنشین برای زندگی تبدیل نمود . تجربه تاریخی نیز نشان داده است تنها بنا هایی بر جنبش معماری تآثیر گذاشته و به ماندگاری دست یافته اند که در کنار سایر مسا یل مرتبط بامعماری ، به اساس و جوهره آن یعنی طراحی فضا نیز توجه نموده اند .           
                            
فضا : عنصری برای هنر و معماری


خصوصیت مهم معماری که آن را از سایر فعالیت های هنری متمایز می گرداند ،عملکرد سه بعدی آن می باشد که انسان را در درون خود جای می دهد . نقاشی دو بعدی است ، حتی اگر بتوان سه یا چهار بعد را نیز به آن القاء کرد مجسمه نیز با اینه دارای سه بعد است ،اما انسان سه بعد آن را از بیرون مشاهده و درک می کند . لیکن معماری به یک مجسمه بزرگ شبه است که داخل آن را خالی کرده اند تا انسان در درون آن زندگی نماید . از این رو معماری فقط هنر یا تنها تصویری از زندگی تاریخی یا از زندگی ای که ما گذراندهایم و یا دیگران گذرانده اند ، نیست ، بلکه بیش از هر چیز دیگر نوعی محیط است ، نوعی صحنه است ، جایی است که زندگی ما در آن جریان می یابد . فضای معماری فضایی است که ظرف فعالیت های روزمره بشر محسوب می شود و رابطه انسان با فضای معماری ، رایطه ای روز مره و مستمر است . به اعتقاد اکثر نظریه پر دازان ، فضا به عنوان یک منبع لایتناهی و در دسترس ، موضوع و ماده جوهری معماری به شمار می رود . عموم معماران ، فضا را اصلی ترین یا یکی از اصلی ترین عناصر معماری می شناسند . چنان که سرد نیس لاسدن فضا را به عنوان بغرنج ترین جنبه معماری ، لیکن عصاره آن معرفی می کند از دید گاه وی ،فضا سر منزلی است که معماری باید به سوی آن حرکت کند . بنابر این در نظر او فضا در معماری هدفی نهایی محسوب می شود . زیگفرید گیدیون) sigfried giedion) نیزدر کتاب مشهور خود فضا ، زمان و معماری ، از فضا به عنوان بحث اصلی و مر کزی معماری یاد می کند .

تعاریف مختلفی که تا کنون از معماری ارایه شده است ، اغلب به گونه ای بر اهمیت فضا در معماری تآکید می کنند ، بطوری که وجه مشترک بسیاری از این تعاریف ، در تعریف معماری به عنوان فن سازماندهی فضا است . به عبارت دیگر موضوع اصلی معماری این است که چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روش های مختلف ، به نحوی خلاق سازمان دهی کنیم . به عقیده برونوزوی(bruno zevi) معماری هنر ساختن فضا می باشد . از دید گاه اگوست پره(auguste perret) معماری هنر سازمان دهی فضاست که این هنر از راه ساختمان بیان می شود . ادوارد میلراپژوکوم (edvard miller upjokom) نیز معماری را هنر ساختن و هدف کلی آن را محصور کردن فضا برای استفاده بشر تعریف می کند .

از دید گاه تاریخی نیز بخش مهمی از تحول معماری در دوره های مختلف ، از دگرگونی مبانی تنظیم و تدوین فضا نشآت گرفته است . نگاهی به تاریخ معماری ملل مختلف در قرون گذشته بیانگر این واقعیت است که عامل ایجاد تحولات اساسی در معماری ، دگرگونی روش های سازمان دهی فضایی بوده است ، نه تغییر در سلیقه و زیبایی شناسی . از این رو نیکو لاسپو زنر تاریخ معماری را تاریخ شکل گیری فضا به دست انسان می داند .


 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656292


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها