<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1383

فصل دوم : مجموعه تخت جمشید


تخت جمشید :

تخت جمشید در دل استان فارس ، یعنی میهن هخامنشیان و در دامنه کوه رحمت در شرق دشت مرودشت قرار گرفته است . دشت مرودشت سرزمین حاصلخیزی است که رودهای « کر» ، «  پلوار » یا « سیوند » و نیز چندین رود کوچک دیگر آن را سیراب می کند و سر انجام به دریاچه بختگان میریزند . این سرزمین بسیار حاصلخیز بوده و تپه های تاریخی آن دارای قدمتی 6000 سال پیش از میلاد است . تخت جمشید در 57 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد و با شهر مرو دشت حدود 10 کیلومتر فاصله دارد .

تخت جمشید به فرمان چه کسی ساخته شد ؟

داریوش اول حدود 518 ق . م محل این بنا را برگزید و با پسرش خشایار شاه و اردشیر اول و اردشیر سوم بناهای باشکوه تخت جمشید را که ارگ شهر پارسه به شمار می رفت با مساحتی در حدود بیش از 125 هزار متر مربع ساختند . این بنا عمدتا از سنگ بوده  و مزین به نقوش و کتیبه های باشکوه می باشد و شامل چند بخش مهم است ، کاخهای رسمی و تشریفاتی ، سراهای نشیمن و کاخهای کوچک اختصاصی ، خزانه شاهی ، دژ و باروهای حفاظتی و آرامگاهها.

تخت جمشید چه نام داشته است ؟

امروزه که این مجموعه را به نام تخت جمشید می شناسیم یک غلط مصطلح است از این کلمه به حدی استفاده شده است که به این نام مشهور شده است . در در کتابهای سیاحان و جغرافی نویسان سده های گذشته از آن با نامهای قصر جمشید ، چهل منار ، چهل ستون نیز یاد شده است و یا در کار نبشته ای از روزگار ساسانیان آن را صد ستون نامیده اند . یونانیان این مجموعه را پرسپولیس ( Perspolis) می نامند . اطلاق نام تخت جمشید به این مجموعه به دلیل این است که در گرامی نامه شاهنامه می خوانیم که جمشید فرمان ساخت کاخی بلند را صادر کرده بود که در نتیجه آن را به جمشید شاه منسوب میداشتند . این شیوه نام گذاری در چند جای دیگر همچون « تخت سلیمان » ، « تخت رستم » ، « تخت بلقیس » و « تخت گوهر » نیز تکرار شده است .

تخت جمشید چه عملکرد و کاربردی داشته است ؟

با برسی و دیدن مجموعه تخت جمشید سوالاتی در اذهان ما بوجود می آید که به شرح زیر است :

آیا این مجموعه یک قلعه و یا ارگ حفاظتی بوده است ؟

با توجه به مجموعه تخت جمشید و دقت در آن این به نظر می رسد که چون یک قلعه یا دژ نظامی خصوصیان همچون برج و بار و یا قرار گیری در موقعیت خاص جغرافیایی دارد ولی این بنا از نظر جغرافیایی اصلا تدافعی نبوده است ، ارتفاع پله های ورودی تخت جمشید بسیار کم بوده که حتی اسب ها به راحتی می توانستند که از آن بالا روند و عرض آن ها زیاد بوده و کاخ های شاهنشاهی در دشت واقع شده و به راحتی می توان آنها را با منجنیق و ابزار آلات دیگ مورد هدف قرار گیرد .
آیا این بنا یک پایتخت شاهنشاهی بوده است ؟

باید گفت که هدف از ساختن این کوشک در سرزمین فارس ساختن یک پایتخت اداری ، سیاسی و اقتصادی نبود زیرا که پایتخت سیاسی اداری اقتصادی دوران هخامنشی ابتدا پاسارگاد و سپس سه شهر بابل ، شوش و همدان بود .

آیا این بنا یک نیایشگاه مذهبی است ؟

عده ای شاید بر این باور باشند که این بنا یک نیایشگاه یا محلی مذهبی باشد که نمی تواند قابل قبول باشد زیرا که در نگاره های تخت جمشید هیچ نقشی که بیانگر و نشان دهنده انجام آئین های مذهبی باشد وجود ندارد و نیز در زمان هخامنشیان بر روی دین بخصوص و خاصی اجبار و تبلیغ نشده است و تساهل و آزادی مذهبی در این دوره بسیار معروف بوده است .

آیا این بنا یک سکونتگاه حکومتی و درباری است ؟

شاید این باور وجود داشته باشد که تخت جمشید یک سکونتگاه در باری باشد ولی این تا حدی نادرست است چون که پایتخت هخامنشیان شهر شوش بوده است و با تخت جمشید فاصله زیادی داشته است و شاه نمی توانسته که هر بار این راههای صعب العبور را طی کند و این بنا از نظر ساخت  مدتها طول کشیده و نمی توانسته که به عنوان یک اقامتگاه دائمی مورد بهره برداری و استفاده قرار گیرد .

تخت جمشید یک مرکز ملی و نمادین بوده است :

شاید برای اولین بار در تاریخ بشر بود که ذوق سرشار ، ثروت بیکران و اراده استوار در یک نقطه از جهان به هم رسیدند تا چیزی آفریده شود که هنر شناسان و مورخان آن را هنر و معماری هخامنشی خواندند . میهن هخامنشیان بسیار پهناور بود یعنی از رود سند در هندوستان تا رود نیل و ناحیه بن غازی در لیبی امروز و از رود دانوب در اروپا  تا آسیای مرکزی که 31 کشور را در بر می گرفت که تابع این امپراتوری عظیم بودند . مشخصه اصلی این دولت احترام به آزادی فردی و قومی ، بزرگداشت نظم و قانون ، تشویق هنرها و فرهنگ ولایتی و ترویج بازرگانی و هنر بود . لازمه این همبستگی اقتدار و وحدت در جامعه هخامنشی شاید ساخت بنایی بوده است که حداقل سالی یک بار ملل مختلف این امپراتوری به دیدار پادشاه خود آمده و عاملی برای دیدار همبستگی و شاید چیزی که امروزه از آن به عنوان سازمان ملل یا مجامع جهانی یاد می شود . این بنا مفاد همبستگی و ملی و سرزندگی و بالندگی روح ایرانی است همان طور که امروزه ما در کشورهای مختلف شاهد چنین بناهایی هستیم که مظهر سمبل ملی آن کشورها ست . این جا ، جایگاهی بوده است برای گردهمایی 23 هیات نمایندگی که در قسمت کتیبه ها و نگاره ها به آن ها اشاره می کنیم .
البته بعضی ها بر این عقیده بوده اند که این بنا جایگاهی برای اجرای جشن  نوروز یا مهرگان بوده است البته نمی توان بطور قطع آن را رد کرد چون این جشن یک جشن ملی بوده است و عامل همبستگی و وحدت  و از طرف ساخت این بنا نیز این مورد بوده است شاید یکی از کاربردهای آن اجرای مراسم نوروز در نزد پادشاه هخامنشی باشد .

و اما بر سر تخت جمشید چه آمد ؟

در اواخر حکومت هخامنشی که پادشاهان این حکومت به حرمسراها پناه بردند و از اداره حکومت دور شدند و اقتدار و عظمت این امپراتوری رو به افول نهاد اسکندر مقدونی در سال 330 ق .م به ایران حمله کرد . اسکندر که شاگرد ارسطو بوده است و از تفکرات ارسطو بسیار تاثیر پذیر بوده است و ارسطو در کتاب سیاست درباره ایرانیان چنین به شاگردانش تعلیم می داد :
« این حق یونانیان است که بر آنان حکومت کنند ، چرا که آنان  با بزده بزابزند و جامعه آنها متشکل از یک غلام نر و یک غلام ماده است . »
در آن زمان که تمدن یونان طلایه دار فرهنگ و دمکراسی بود ، اسکندر به ایران حمله کرد و تخت جمشید را غارت کرد و آنرا به آتش کشید . و دقیقا مانند اقوام بدوی و وحشی دوران قبل از تاریخ تخت جمشید را به تلی از خاکستر تبدیل کرد که اگر این بنا اکنون مانده بود شاید عامل وحدت و سرزندگی بسیاری از ملل جهان میشد . البته آثار کنونی برجای مانده در تخت جمشید گواه بر این مدعاست و دل  و فکرهر بیننده و توریست و جهانگردی را به تکاپو می اندازد و نمایشگر هنری شکوهمند ، معماری بی همتا ، ملتی با فرهنگ و تمدنی عظیم و کهن دارد .
شاید یکی از دلایل حمله اسکندر به ایران این بوده که امپراتوری هخامنشی و فرهنگ و تمدن عظیم پارسی رقیبی برای تمدن یونان آن زمان بوده و یونانی ها از ضعف اواخر حکومت هخامنشی بهره بردند و اقدام به حمله کردند که به نظر نگارنده یکی از لکه های ننگ بر تمدن یونان آن زمان است . چون که همانطور که میدانیم کمبوجیه در حمله به مصر حتی یک خانه را ویران نکرد و بناهای عظیم مصر از جمله ابوالهول ، اهرام ثلاثه ، کارناک و ... سالم ماند و فرهنگ و آئین و تمدن مصر به تاراج و یغما برده نشد و کمبوجیه پس از پیروزی در جنگ به معبد آمون ( خدای مصری ها ) رفت و مراسم احترام به جا آورد و همچنین در برابر گاو مقدس ( گاو آپیس ) زانو زده و مراسم آنها را انجام داد مصریان چون انتظار نداشتند که پادشاهی فاتح اینچنین رفتاری داشته باشد او را به پادشاهی پذیرفتند .
حتی مورخان یونان چون « کورتیوس » به وحشی گری اسکندر اذعان کرده و می گوید لشکریان اسکندر تخت جمشید را ابتدا غارت کردند پارچه های زیبا را تکه تکه کردند تا پاره ای از آن را بربایند ، پیکرهای سنگین را خرد کردند تا پاره ای از آن راصاحب شوند ، صندلی های باشکوه را میشکستند تا قطعات عاج و سنگ های گرانبهای آن را به یغما برند و هر چه را نمی توانستند ببرند ، نابود می کردند . آن گاه مشعلهای خود را به میان 873 ستون تخت جمشید انداختند و بنایی که 190 سال بود که با همکاری و همفکری تمام مردمان ایران و امپراتوری هخامنشی ساخته می شد به آتش کشیدند و آن همه سقف های چوب سدره ، آن همه پیکرههایی که جزئیات آن نه با قلم و پتک بلکه به دقت یک جواهر تراش و با سوزن تراشیده شده بودند ، از بلندای 20 متری بر زمین در می غلتیدند و خرد می شدند .
آن همه ایوان و تالار و دیوارهای نگارین ، آن همه مردان با چهرههای آکنده از آرامش و وقار ، آن همه کتیبه هایی که در آن از راستی و صلح و آرامش و از شادی گفتگو شده بود در میان شعله های آتش سوخت و رفت.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656118


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها