<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
جمعه 18 دی‌ماه سال 1383

سلام

راهها بسیارند

از رمه های همسایه یانگ تسه - که استادی فرزانه بود - گوسفندی بگریخت .
همسایه از پس که کسانش را همه به جست و جوی گوسفند فرستاد ، شتابان به نزد یانگ تسه آمد تا ساعتی غلامانش را بدو سپارد که نیز آنان را به جست و جوی گوسفند گم شده ی خویش فرستد .
یانگ تسه فریاد  برآورد :
- شگفت داستانی است ! این همه کس از برای یافتن گوسفندی تنها ؟

همسایه گفت :

- راهها بسیارند و جست و جوی آن همه راه مردان بسیار می خواهد .

ساعتی نگذشته بود که غلامان باز آمدند .
یانگ تسه همسایه را گفت : - آیا گوسفند گریخته را باز یافتید ؟
همسایه به نومیدی سر بجنبانید که نه .
پرسید چگونه بازش نیافتید ؟
همسایه گفت : راهها بسیارند چنان که نمی توان دانست گوسفندی از کدام راه رفته است . بدین جهت فرستاده گان بی بهره باز آمدند .

این سخن یانگ تسه را سخت به حیرت فرو برد . چنان که همه روز مغموم و خاموش به جای ماند .
مگر از شاگردان او یکی پرسید :
- گم شدن گوسفندی چندان عجیب نیست و دیگر این که گوسفند از آن استاد نبود ، پس این اندوه برای چیست ؟

اما یانگ تسه هم از آن گونه که بود خاموش ماند .
شاگرد که استاد را خاموش دید به نزد سین توئوتسه رفت و حکایت باز نمود . سین توئوتسه با او گفت :
- تو شاگرد اویی و سبب استاد خود را نمیدانی !... غلامان همسایه او گوسفند گم شده را باز نیافته اند چرا که راهها بی شمارند . باری اگر فرزانه چون استاد تو ، به جای آن که تنها به یکی نکته بیندیشد عمر خود را به دویدن در همه جهات اندیشه تلف کند ، همچون غلامان همسایه او چه گونه خواهد توانست گوسفند گم شده حقیقت را به چنگ آرد .

امیدوارم همیشه شاد باشید .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656920


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها