<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1383

زنجره و آخوندک و گنجشک

زنجره ، دلشاد و مست بر درختی شبنم زده نغمه می سرود بی آن که بداند آخوندکی گرسنه در کمین اوست .
آخوندک گرسنه ، مغرور و شاد بازوان قیچی وارش را پیش برد و زنجره را در ربود بی آن که از وجود گنجشکی طعمه جوی در کمین خویش آگاه باشد .
گنجشک ، پرزنان پیش آمد ، گردن کشید و آخوندک را به نوک کوچک خود گرفت بی آنکه از وجود کودکی کمان کشیده و فرصت جوی خبر یابد .
زنجره و آخوندک و گنجشک ، هیچ یک جز به آنچه می کردند نظر نداشتند و از آنچه در کمین شان بود آگاه نبودند .

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656118


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها