<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1384
جغرافیای طبیعی گیلان


« جغرافیای طبیعی گیلان » 3-1

گیلان استانی در شمال غرب ایران بین راس الجبال کوه و دریای خزر . از مشرق با مازندران و از غرب با آذربایجان همسایه است و بین 36 درجه و 38 درجه و 11 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 44 دقیقه تا 50 درجه و 32 دقیقه طول شرقی واقع است . طول سرزمین گیلان از شمال غربی به جنوب شرقی 225 کیلومتر و عرض آن از 25 تا 105 کیلومتر تغیر می یابد . مساحت گیلان 48621 کیلومتر مربع میباشد .
از آثار معرفته الارضی معلوم میشود که در عهد سوم معرفته الارضی به علت حرکات شدید زیر زمینی چین خوردگی های منظم در سطح زمین از کوههای « آلپ » تا « هیمالیا » بظهور رسیده و اراضی ایران را بوجود آورد و چین خوردگیهای البرز نیز از مصب سفید رود تا دامنه های شمالی رشته کوه البرز تشکیل یافته که در حدود شهر های رودبار و رستم آباد آثار این چین خوردگیها بخوبی معلوم است .
در واقع یک رشته « شیست های ازوئیک » در زیر اراضی گیلان به موازات رشته های البرز تولید شده و رسوبات رودخانه ها متدرجا این رشته را مستور داشته و اراضی گیلان را ایجاد کرده است .
در نزدیکی « منجیل » و کوههای « درفک » سنگ های آتش فشانی و قطعات « پونگ » و « بازالت » موجود است و این قبیل چین خوردگیها در سایر نقاط ایران نیز یافت میشود . با وجود این کوههائی که سر حد طبیعی گیلان محسوب میشوند متعلق به عهد دوم معرفته الارضی بوده و در پاره ای از نقاط زمین های عهد اول نیز دیده میشوند . در طبقات عهد اول سنگهای « گوارتز » و « فلدسپات » و « کینس » و در طبقات عهد دوم بیشتر آهک و بازالت مشاهده می گردد .
سواحل دریای خزر از تپه های شنی تشکیل شده است . این دریاچه که از بزرگترین دریاچه های دنیاست در قدیم تا نزدیکی کوههای البرز امتداد داشته و در تخته سنگهای آن عمودی است نرم تنان وجود داشته ولی در حدود منجیل و کوههای درفک اینگونه فسیل ها دیده نمی شوند .
در اثر ازدیاد رسوبات کم کم دریا به عقب رفته و جلگه گیلان اول بشکل چند مرداب محدود به تپه های شنی تشکیل و سپس با خشک شدن مرداب ها متدرجا اراضی کنونی بوجود آمده است .

3-2 « آب و هوای گیلان »

ارتفاعات گیلان مانند هلالی است که یک سر آن در تالش و سر دیگر آن در حوالی چابکسر بدریا نزدیک میشود و جلگه گیلان را در آغوش دارد و مانع از خروج مه و بخار و ابرهای حاصله از تبخیر آب دریا و مرداب و رطوبت جنگلها بسوی نجد ایران است .
این امر باعث میشود که ابرها بر اثر برخورد با مانع یا تبدیل بباران شود . یا در فضا شناور شده و بر رطوبت هوا تا 95% بیافزاید و محیطی مانند هوای گلخانه با گرمخانه بوجود آورد . مگر آنکه نسیمی بوزد و ابرها را پراکنده کند .

3-3 « جریان باد و نسیم »

در گیلان جریان هوا و وزش باد تند و قوی نیست مگر بادی بنام گرم با « گرمش » که در اواخر پائیز و اوایل زمستان از جهت جنوب غربی میوزد و غالبا با نزول برف و باران دوره وزش آن پایان می پذیرد . بهر حال حداکثر سرعت باد در اواخر دیماه بین سی و چهار تا چهل گره یادداشت شده است « هر گره مساوی با 1852 متر » که جهت وزش آنها « غیر از گرمش » شمال و شمال شرقی است .
در سایر مشخصات اقلیمی گیلان باران زیاد است که حد متوسط 150 سانتی متر و گاهی تا 162 سانتی متر یادداشت شده است . فصل زمستان در اکثر سالها با برف همراه است و گاهی به دو متر هم رسیده است . ایام یخبندان از سی و یک روز در سال بالا نمی رود و متوسط درجه حرارت بین 28-30 و حداکثر تا 32 درجه سانتی گرادثبت شده است .


3-4 « جریان هوا در ساحل دریای خزر »

( آقای مهندس فرهاد فرید پاک در رساله « آب و هوای کرانه های شمالی ایران که تا پانزده سال مطالعه و ثبت اوضاع جوی در ایستگاههای هوا شناسی شرکت شیلات ایران و شوروی منتشر کرده اند :

در بندر پهلوی « انزلی » : در زمستان مهمترین جریان باد شمال غربی است که 1/32 درصد را تشکیل می دهد و پس از آن باد های غربی و جنوب غربی و شمالی هستند .
در بهار و تابستان مهمترین جریان باد شمال شرقی است و پس از آن شمالی .
در پائیز مهمترین جریان شمال غربی است و پس از آن شرقی است .


3-5 « اسامی بادها در گیلان »

خزری « شمال »: آذر – دی – بهمن – اسفند - « باران »
« دشت وا » یا « دشت آور » : « شمال غربی – غرب » - آبان –اسفند « باران – زمستان سرد – بهار و تابستان معتدل »
آفتاب بشو « غروب » : « جنوب غربی » - خرداد – مرداد
قبله ، سام گل آور ، گرمیج – گرمیش : « جنوب » پائیز و زمستان
کنار گیلوا : « جنوب شرقی »
گیلوا : « شرق » خرداد – شهریور
سرتوک : بهار – تابستان – پائیز

3-6 « رطوبت هوا در سواحل بحر خزر »

در سواحل بحر خزر میزان رطوبت نسبی زیاد است چنانکه از ارقام جدول مربوط به بندر پهلوی « انزلی » است معلوم میشود میزان رطوبت در ماههای مختلف بین 71 تا 94 میباشد یعنی میتوان گفت که فرق زیادی نمی کند و معدل کل سالیانه 88 است . در ارقام مربوطه به حداقل نوسان بیشتری ملاحظه میگردد و چنانچه از 24 درصد در مارس « اسفند و فروردین » تا 75 درصد در دسامبر « آذر و دی » میرسد و معدل کل سالیانه 5/59 است معدل رطوبت نسبی در آستارا نیز بین معدل ماههای مختلف فرق زیادی مشاهده نمیشود و میتوان گفت که میزان رطوبت نسبی در تمام سال یکسان است .

3-7 « جریانهای بخش جنوبی دریای خزر »

قسمت جنوبی و عمیق دریای خزر بواسطه جریانهای دایره ای بر خلاف جهت حرکت عقربه ساعت مشخص میشود بواسطه همین حرکت دورانی است که آبهای گرم شده در جنوب در طول ساحل شرقی بسیار کم از آبهای سواحل غربی است .
این آبها پیوسته بسوی شمال حرکت کرده بتدریج سرد میشود و بسوی مغرب برگشته به جنوب توجه شده دو مرتبه گرم میشوند . موقعی که گرم شدن آب پیش از موقع دیگر است در ماه ژوئیه و اوت می باشد . این تحقیقات در سال 1940 میلادی بتوسط « چرباک » بعمل آمده است :
تعیین درجات حرارت در عمق های مختلف در قسمت های جنوبی دریای خزر در مواقع سرد و گرم سال :








عمیق ترین نقاط دریای خزر در محارات شهسوار است . عمق سواحل شرقی بسیار کم و ناچیز است شاخه های شمالی دسته البرز بدریا بسیار نزدیک میشوند و حاشیه باریک ساحلی فقط در چند نقطه نسبتا عریض و وسیع میشود مانند کناره مرداب انزلی و کناره مرداب انزلی و کناره بابلسر که از شرق امتداد یافته به گرگان میرسد . در عرض نقاط ساحلی یا کناره این محل ها 20 تا 30 کیلومتر است در بخش شهسوار کوهها تقریبا چسبیده بآب دریا هستند در چنین سواحلی واضح است که خط ساحلی هیچ بریدگی ندارد و کاملا یکسره است .

3-8 « شفافی آب دریای خزر »

شفافی آب دریای خزر در اطراف و نواحی مصب رودخانه های بخش شمالی که دائما مقدار زیادی گل و لای و سایر مواد رسوبی با خود میاورند بسیار کم و در قسمتهای دور از کرانه و در مناطق بخشهای عمیق میانه و جنوبی که از مصب رودخانه ها فاصله دارند زیاد است .
حداکثر شفافی آب دریای خزر که در نقاط مذکور بوسیله « دیسک سکی » تعیین گردیده است 17 متر است . مقایسه آب این دریا با دریاهای دیگر در جدول زیر نشان داده شده است :

1- حداکثر شفافی اقیانوس اطلس 5/66 متر
2- حداکثر شفافی دریای مدیترانه 60 متر
3- شفای آب قسمت دریای بالتیک 13 متر
4- شفافی در آبهای حدود آلمان 12- 23 متر

3-9 « امواج دریای خزر »

مبادله عمودی آبها در طبقات بالائی دریا ممکن است در نتیجه وزش باد و امواج دریا صورت صورت گیرد .
اصولا دریای مازندران دریای آرامی نیست . در طوفانها امواج بسرعت بوئجود میآیند و بسرعت نیز خاموش میشوند . امواج این دریا دارای خصوصیات مشخص نیستند و غالبا تبدیل به امواج بی نظم و مغشوش میشوند . معمولا دریا در ماههای اردیبهشت ، خرداد و تیر تا اواسط مرداد آرام است .
امواج دریا دارای نیروئی بیش از شش بال غالبا در ماههای آبان ، آذر ، دی و فروردین دیده میشوند . طوفانهای سهمگین در بخش میانی دریا بیش از همه طوفان خیز است . وزش بادهای شمالی با سرعت 20 متر در ثانیه امواجی را پدید میآورد که دارای 11-12 متر ارتفاع و 200 متر طول است و این حداکثر بزرگی امواج است که به ندرت در این دریا دیده می شود و معمولا پس از بادهای طوفان خیز در بخش های میانی و جنوبی امواج بزرگ باصطلاح « امواج مرده » پدید میآید .
آشنائی بارپیم امواج و طوفانهای این دریا اهمیت خاص در امور کشتی رانی و شیلات بویژه در امور تاسیسات و استخراج نفت دارد که برای مقابله با نیروی ضربه ای استحکام این قبیل ساختمانها و تاسیسات را باید در نظر گرفت .

3-10 « برخی از شناسه های آب دریای خزر جنوبی »

طبق گزارش « بوروویچ 1937 » یونهای موجود در دریای خزر جنوبی بشرح زیر است :

1- یون سدیم : 82/24 در هزار
2- یون پتاسیوم : 62/0 در هزار
3- یون کالسیوم : 70/2 در هزار
4- یون منیزیوم : 70/5 در هزار
5- یون کلر : 73/41 در هزار
6-یون برم : 06/0 در هزار
7- یون سلفات : 49/23 در هزار
8- یون کربنات : 84/0 در هزار

نمکهای موجود در خزر بشرح زیر است « نسبت به 100 گرم نمک بدست آمده از دریا »

1- نمک طعام 15/62 درصد
2-سولفات منیزیوم 58/23 درصد
3- سولفات کالسیوم 92/6 درصد
4- کلرومنیزیون و برومو رمنیزیوم 54/4 درصد
5- کربنات کلسیم 24/1 درصد
6-کارو پتاسیوم 21/1 درصد

مقدار نمک در دریاهای آزاد به 35 در هزار میرسد و در دریای خزر بین 68/12 – 94/12 می باشد .

3-11 « رستنیهای دریای خزر »

رستنیهای دریای خزر از گیاهان آبی و گلدار تشکیل شده است . در نتیجه میزان کم نمک آب دریای مازندارن و عدم ارتباط آن با دریاهای آزاد نباتات موجود در آن از نظر انواع تشکیل دهنده و همچنین از حیث انواع نباتات آبی نسبت به آبگیرهای عادی جهانی دیگر فقیر است . اکثریت جلبک های این دریا سبز و متمایل بآبی هستند بعنوان مثال در دریای سیاه از 233 نوع جلبک ته دریا 107 نوع قرمز و 67 نوع خاکستری است و حال آنکه در دریای خزر از 63 نوع 12 نوع قرمز و فقط 3 نوع خاکستری است .
بر حسب نوع خاک دریای خزر ، سه نوع از نباتات ته دریائی را میتوان مشخص نمود :
1- گیاهان آبی بخصوص جلبکهای نوع « هامپروتامنوس – آدپکیوری اس »و انواع « چارا » ها که در زمینهای پرلای بچشم میخورند این نوع گیاهان بخصوص در نقاط محفوظ خوب رشد میکند و مانند خلیج « کراسنوودسک و غیره »
2- بوته زارهای گیاهان آبی بخصوص انواع قرمز آن مانند « پلی سیفونیا » و « هورنسی » و یا سبز رنگ آن مانند انواع « انترونورفا » و « کلودوفورا » که در زمینهای سنگی بعمل می آیند .
3- بوته زارهایی که بین « زوسترا- نانا » را میتوان تشخیص داد و بر روی زمینهائی که پوشش آن بیشتر خاک و گوش ماهی است بوته زارهای « زوسترا » در دریای مازندران هم در قسمتهای شمال غربی و هم در شمال شرقیبسیار زیاد دیده شده و مورد بهره برداری قرار دادند .
جلبک های آهکی که در بدنشان مقدار زیادی آهک رسوب میکند . از قبیل «ملوپنریا » نیز وجود دارند که مثل پوسته سرخ فامی روی صدفها و سنگهای نقاط کم عمق – کمتر از 50 متر – را می پوشاند . در سواحلی که خاک نرم دارند « نیتوپلانکتون » های دریای مازندران مانند پوشش گیاهی کف دریا از لحاظ اجزاء متشکله خود نسبت به پوشش گیاهی آبگیرهای دریائی دیگر تفاوت دارد .
این دریا از لحاظ تعداد انواع جلبکهای آبی متمایل به سبز و جلبکهای دیاتومه ای رتبه اول را حائز است . جلبکهای « پری دی نف » که معمولا در دریاهای گرم زیادند . این دریا مقام سوم و حتی چهارم را دارا هستند .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656920


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها