X
تبلیغات
رایتل

عموسیبیلوو

قدرت کلمات

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست . شما به زودی خواهید مرد .
دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند . اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید ، چون نمی توانید از گودال خارج شوید ، به زودی خواهید مرد
بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد
اما قورباغه ی دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد . بقیه ی قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ،‌ اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد
وقتی از گودال بیرون آمد ،‌ بقیه ی قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند
نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام.
اقای نائینی عنوان را باید در کادر عنوان بنویسید.
معلومه که شما از پیشکسوتان بلاگ اسکای هستید!
شما را به گلچین دانش دعوت میکنم.
اگه مایل بودید لینک گلچین دانش را هم اضافه کنید!
یا حق.
پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 01:05 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: شمسی از [ ایران ]
به نام خدایی که دیگه منو دوست نداره ولی من دوستش دارم چون فقط اورا دارم وفقط اورا می خواهم
اینقدر در خونه اش زدم تا اخر پرتم کرد ولی دوباره برگشتم یه خواهش یه ارزو بیشتر ندارم اونم اینه که استخدام بشم هرجا میرم پارتی می خواهن ۴سال درس خوندم ۲سال در منطقه محروم طرح گذراندم اخرش هیچی کمکم کنید کار برای کارشناس بهداشت محیط پیدا کنید خواهش می کنم
شنبه 3 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 12:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0