X
تبلیغات
رایتل

عموسیبیلوو

حکایت
یکى از ملوک خراسان ،  محمود سبکتکین را در عالم خواب دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید و نظر می کرد. سایر حکما از تاویل این فرو ماندند مگر درویشی که بجای آورد و گفت : هنوز نگران است که ملکش با دگران است.
بس نامور به زیر زمین دفن کرده اند
کز هستیش به روى زمین یک نشان نماند
 
وان پیر لاشه را که نمودند زیر خاک
خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند
 
زنده است نام فرخ نوشیروان به خیر
گرچه بسى گذشت که نوشیروان نماند
 
خیرى کن اى فلان و غنیمت شمار عمر
زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند

 

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام دوباره
چهارشنبه 29 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 04:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0