<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1385

حکایت
یکى از ملوک خراسان ،  محمود سبکتکین را در عالم خواب دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید و نظر می کرد. سایر حکما از تاویل این فرو ماندند مگر درویشی که بجای آورد و گفت : هنوز نگران است که ملکش با دگران است.
بس نامور به زیر زمین دفن کرده اند
کز هستیش به روى زمین یک نشان نماند
 
وان پیر لاشه را که نمودند زیر خاک
خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند
 
زنده است نام فرخ نوشیروان به خیر
گرچه بسى گذشت که نوشیروان نماند
 
خیرى کن اى فلان و غنیمت شمار عمر
زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656289


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها