<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1385
حکایت
 ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی بحیف و توانگران را دادی بطرح. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت :
مارى تو که کرا ببینى بزنى
 
یا بوم که هر کجت نشینى نکنى
 
زورت از پیش مى رود با ما
 
با خداوند غیب دان نرود
 
زورمندى مکن بر اهل زمین
 
تا دعایى بر آسمان برود
 حاکم از گفتن او برنجید و روی از نصیحت او درهم کشید و بر او التفات نکرد تا شبی که آتش مطبخ در انبار هیزمش افتاد وس ایر املاکش بسوخت و ز بستر نرمش به خاکستر نرم نشاند . اتفاقا همان شخص بر او گذشت و دیدش که با یاران همی گفت : ندانم این آتش از کجا در سرای من افتاد؟ گفت : از دل درویشان.
حذر کن ز درد درونهاى ریش
 
که ریش درون عاقبت سر کند
 
بهم بر مکن  تا توانى دلى
 
که آهى جهانى به هم بر کند
 و بر تاج کیخسرو نبشته بود :
چه سالهاى فراوان و عمرهاى دراز
 
که خلق بر سر ما بر زمین بخواهد رفت
 
چنانکه دست به دست آمده است ملک به ما
 
به دستهاى دگر همچنین بخواهد رفت 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656110


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها