X
تبلیغات
رایتل

عموسیبیلوو

حکایت
پاسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی شد. مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای عز وجل علی الدوام گفتی . پرسیدندش که شکر چه می گویی ؟ گفت : شکر آنکه به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی.
اگر مرا زار به کشتن دهد آن یار عزیز

تا نگویى که در آن دم ، غم جانم باشد

گویم از بنده مسکین چه گنه صادر شد

کو دل آزرده شد از من غم آنم باشد
نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: چله نشین از [ ایران ]
سلام عمـــــــــــــــــــو سیبیــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــووو
سال نورا برشما و خانواده محترمتان تبریک می گویم و امیدوارم سال نو سال بر کرسی نشستن حرف مردها باشد و
دیگر شاهد از بین رفتن سیبیلی نباشیم
شنبه 4 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 04:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0