<bgsound src="http://www.ayene.org//008Azady/azady.swf" autostart="true" loop="-1" >
X
تبلیغات
رایتل
عموسیبیلوو
آرشیو
دوشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1386
حکایت
دیدم گل تازه چند دسته
برگنبدی از گیاه رسته
گفتم : چه بود گیاه ناچیز
تا در صف گل نشیند او نیز ؟
بگریست گیاه و گفت : خاموش
صحبت نکند کرم فراموش
گر نیست جمال و رنگ و بویم

آخر نه گیاه باغ اویم

من بنده حضرت کریمم

پرورده نعمت قدیمم

گر بى هنرم و گر هنرمند

لطف است امیدم از خداوند

با آنکه بضاعتى ندارم

سرمایه طاعتى ندارم

او چاره کار بنده داند

چون هیچ وسیلتش نماند

رسم است که مالکان تحریر

آزاد کنند بنده پیر

اى بار خداى عالم آراى

بر بنده پیر خود ببخشاى

سعدى ره کعبه رضا گیر

اى مرد خدا ! در خدا گیر

بدبخت کسى که سر بتابد

زین در، که درى دگر بیابد

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 656110


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها