X
تبلیغات
رایتل

عموسیبیلوو

حکایت
یکى از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند . گفت : ای پدر ، گرسنگی خلق را بکشد . نشنیده ای که ظریفان گفته اند : بسیری مردن به که گرسنگی بردن . گفت : اندازه نگهدار ،کلوا واشربو و لا تسرفوا
نه چندان بخور کز دهانت برآید

نه چندان که از ضعف ، جانت برآید

با آنکه در وجود، طعام است عیش نفس

رنج آورد طعام که بیش از قدر بود

گر گلشکر خورى به تکلف ، زیان کند

ور نان خشک دیر خورى گلشکر بود

رنجوری را گفتند : دلت چه می خواهد ؟ گفت : آنکه دلم چیزی نخواهد .
معده چو کج گشت و شکم درد خاست

سود ندارد همه اسباب راست
نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
رندی این را خواند و گفت:
کلوا والشربوا را در گوش کن
و تسرفوا را فراموش کن
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 03:35 ب.ظ
امتیاز: 0 0