X
تبلیغات
رایتل

عموسیبیلوو

آنگاه که موج در فسانه شد
آنگاه که عشق در کمانه شد
آنگاه دلم عاشقانه شد
آنگه که دوست همنواز شد
آنگه که یار مهربانه شد
آنگه که مست در پیاله زد
آنگه که غم از میان برفت
آنگاه عشق عاشقانه شد
من ماندم و زمین
من ماندم و زمان
من ماندم و آسمان بیکران
عشق آمد و زمانه را به یک موج در فسانه کرد
وانگه که ماه را نیازی به عشق بود
هم این نیاز را به غربت بیکرانه کرد
ما را نفس نبودی و وانگه که روی او
هم روی بود و نفس در پیاله کرد

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: جان کوچولو از [ ایران ]
سه‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 03:08 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: فرشته از [ ایران ]
گفت که تو کشته نه​ای در طرب آغشته نه​ای
پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم

شکر کند چرخ فلک از ملک و ملک و ملک
کز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم


"دولت پاینده" شدید. درسته؟ مبارکه.
سه‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 04:02 ب.ظ
امتیاز: 0 0