X
تبلیغات
رایتل

عموسیبیلوو

به یاد فرشاد شارکی دوستی که هرگز فراموش نمی کنم

با چشمی اشک بار برای او گفتم .

بی صدا باید رفت
تا سر کوی  مغان
تا خرابات ازل
تا دل بیشه دور

بی صدا باید رفت
بی صدا باید مرد
تا ابد باید بود
در کنار دریا...

لحظه های مستی
لحظه ای سر مستی
لحظه ای آرامش
در کنار دریا ....

دوستی که همیشه به یادشم  , خواهر محترمش ازم خواست که برای مراسم فرشاد متنی رو آماده کنم اما نتونستم این کار رو انجام بدم برام سخت بود چیزی بگم . فرشاد همیشه و همیشه این سکوت رفتنت آزارم میده . فرشاد چند تا داستان برام تعریف کرده که به صورت متن در میارم و می نویسم . یه مدت وقت میبره ولی امیدوارم این کار رو انجام بدم .

 روحت شاد .

نظرات (9)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: zapata از [ ایران ]
گرچه پرواز فرشاد آرامشی ابدی به او هدیه کرد ولی دل و ذهن دوستدارانش را برای همیشه اندوهگین و آزرده خاطر ساخت.
روحش همچو اسمش شاد و یادش گرامی باد.
چهارشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 10:12 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: میثم از [ ایران ]
متاسفم، یادمه
به همین زودی یکسال شده ؟
پنج‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 12:16 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: سیمین وافی از [ ایران ]
رضلی عزیزم سلام
از اینکه به یاد فرشاد هستی بسیار ممنونم و خوشحالم که دوستی مثل شما داشته. همیشه سلامت و موفق باشی.
مادر فرشاد
پنج‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 03:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام عمو

روحش شاد.

بی صدا باید مرد. ...
ادمهایی هستند که به ظاهر زنده هستند . مرده‌ایی متحرک هستند.
جمعه 9 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 10:48 ب.ظ
امتیاز: 0 0
الهی بمیرم خیلی دلم سوخت خدا ایشاالله به همه اونهایی که جوان از دست میدن صبر بده و سر هیچ انسانی هم نیاره واقعا خیلی خوبه که شما به فکرش هستید خدا کنه منم مردم یکی اینجوری به فکرم باشه .بهم سر بزنید .
راستی با تبادل لینک موافقید؟
یکشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 09:01 ق.ظ
امتیاز: 0 0

من دو روز مانده به عید امسال این خبر را شنیدم و حالم خیلی بد شد. فرشاد چند ماهی با دفتر ما همکاری داشت و همه دوستش داشتیم. امیدوارم پیام همدردی من به خانواده اش برسد. نمی توانم به منزلشان زنگ بزنم...
یکشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1388 ساعت 08:39 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: همنشین از [ ایران ]
!
برای شما سرگرمی برای ما خاطره
یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان
یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
یکی از واحدای بالای برجشون می گه
یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره
یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
دخترک می گه خدا چرا ما .... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره
بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره
یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم
ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟
بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ،‌ربطی به شعرا نداره
آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
با نمی شه ، با نمی خوام ،‌با نشد ، با نداره

دوشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 04:42 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: kocholo از [ ایران ]
doste khobi bood ..didid be hamin zodi yek sal shod

AGA Farshad !
شنبه 20 تیر‌ماه سال 1388 ساعت 11:48 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: فرشته از [ ایران ]
سلام حالت خوبه زن عمو
امروز داشتم تو نت وبگردی میکردم که یه متنی ازشما دیدم کنجکاو شدم واستون یه جمله بنویسم
برای فرشادیه ختم قرآن کردم ونمازشب می خونم وبرای شادی روحش صلوات می فرستم برای عمویم یه ختم قران کردم امیدوارم به دستشون برسه
بجنورد-شهرآشخانه
زن عمو جان اگه آدرست بدین شاید تاعیدغدیربیائیم تهران
جمعه 3 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 10:48 ق.ظ
امتیاز: 0 0