سلام

یه دوستی دارم که دایی صداش می کنم . خیلی دوستش دارم . . توی خیلی از لحظات سخت زندگی کنارم بوده . این شعر غربال از دایی که برای شما می نویسمش .

غربال

میلرزد و میلرزد
می چرخد و می چرخد
تا سره باشد ، تا سره باشد
ناسره نباشد ، ناسره نباشد
ناچار از افتادن ، ناچار از نیافتادن
چه راحت می افتد
چه سخت نمی افتد
ای کاش سخت می افتادند
تا حسرتشان نباشد . تا حسرتشان نباشد
تا عسرتشان نماند ، تا عسرتشان نماند
ای وای ، ای وای
ای کاش ، ای کاش

« سید احمد سید فریزنی »